امروز یکشنبه 11 آبان 1399

۱۰ مشکل بغرنج دوران نوجوانی

جمعه 2 اسفند 1398
5 دقیقه مطالعه
۱۰ مشکل بغرنج دوران نوجوانی

مشکلات دوران نوجوانی بسیار زیاد است و خانواده های زیادی را درگیر کرده است. در این مقاله می خواهیم در مورد  ده مشکل از مشکلات دوره نوجوانی صحبت کنیم. آگاهی در مورد مشکلات نوجوانان می تواند به شما کمک کند تا رفتار درستی را در پیش بگیرید.


1- کشمکش میان حس استقلال و وابستگی کودکی

 دوره نوجوانی حد فاصل کودکی و بزرگسالی است. نوجوان تا قبل از ورود به این مرحله، مورد حمایت و پشتیبانی والدین قرار می‌گرفت و بدون اینکه مسئولیت های خاصی را داشته باشد، در مرکز لطف و محبت بود. اکنون باید کمی از این حمایت های بی قید و شرط را از دست داده و به سمت استقلال برود.

 این تغییر برای نوجوان شبیه به یک جنگ بزرگ روانی است که او را آشفته می سازد. در این سن، خانواده، محیط و مدرسه به این تنش‌ها دامن می زنند چون آنها هم هنوز نمی دانند با یک کودک طرف هستند یا یک بزرگسال! در بعضی کارها او را کودک می نامند و گاهی انتظاراتی بزرگتر از توان او دارند. این مشکلات در خانواده هایی که اصول روانشناسی را رعایت نمی کنند و آگاهی در این زمینه ندارند، بیشتر به چشم می خورد.


2- طغیان در برابر افراد قدرتمند

در این دوران، نوجوان برای اینکه بتواند استقلال خود را پیدا کند در برابر قدرت دیگران طغیان می کند. افراد قدرتمند زندگی نوجوان، والدین و کادر مدرسه هستند. نوجوان در این سن کارهایی می‌کند که اگر اطرافیان آگاهی لازم را نداشته باشند، باعث تیره شدن روابط می‌شود.

نوجوان در این دوره ممکن است کاملا غیرضروری، درگیری ایجاد کند، بگومگو راه بیاندازد، قوانین خانه و یا مدرسه را نادیده بگیرد و به سمت انجام کارهای خلاف مانند سیگار کشیدن و یا حتی اعمال بزهکاری برود. این شرایط در خانواده هایی که قوانین سخت گیرانه یا محدودیت های زیادی دارند یا مدارسی که مقررات خشکی دارند و دانش آموزان در انجام امور مدرسه مشارکتی ندارند، بیشتر به چشم می‌خورد.




3- هویت فردی

چیزی که. برای هر نوجوان یک دفعه مهم می شود، هویت فردی است. در این سن نوجوان لبریز از سوالهای مختلف می شود. می خواهد نقش خود را در زندگی بداند. با مرگ و زندگی آشنا شود. "من کیستم و به کجا میروم؟" سوال‌هایی است که ذهن او را بر هم می ریزد.

با ورود به دوره نوجوانی دو گروه می‌توانند هویت نوجوان را بسازند و او را در شناخت هویت خود کمک کند. گروه همسالان و گروه والدین و معلمین. اگر ارزش هایی که توسط والدین و معلمین ابراز می‌شود، با ارزشهای گروه همسالان و دوستان، نزدیک به هم باشد و همخوانی داشته باشد، نوجوان به راحتی می تواند هویت درست خود را پیدا کند.


4- ارضای نیاز های جدید جنسی

در این دوران چون هورمون های جنسی در بدن، شروع به ترشح می کنند و غدد داخلی کامل می شوند، نوجوان می تواند رابطه جنسی را برقرار کند.  در این سن کشش به جنس مخالف بیشتر و عمیق تر می شود. ارتباط با جنس مخالف همراه با استرس و ترس است. او تمایلات بسیار شدید اما نامعلوم را دارد و فقط تمایل غیر قابل کنترلی را به سمت جنس مخالف احساس می کند.

نوجوان می‌خواهد این تغییراتی که در او بوجود آمده و احساسات جدیدش را آزمایش کند اما نگران است و می ترسد. او تمایل جنسی را حس می‌کند اما هدفی برای آن ندارد. به سختی می‌تواند این نیازهای جنسی را بشناسد و هرچه نوجوان کمرو تر و محجوب تر باشد، اضطراب و گیجی او بیشتر میشود. اگر توسط خانواده، مدرسه و جامعه به آموزش‌های صحیح در مورد این غریزه جدید نرسد و راه‌ های کنترل کردن آن را یاد نگیرد، این مشکل بسیار بیشتر شده و ممکن است نوجوان را به لغزش های جبران ناپذیری بکشاند.




5- عدم کنترل بر رفتار و هیجانات

به علت تغییرات ناگهانی جسمی و رشد سریع اندام های بدن، نوجوان بعضی از رفتارهای عجیب را نشان می دهد و عدم کنترل رفتار او کاملا طبیعی است. سایز بینی نسبت به صورت بزرگتر میشود. جابجایی اجسام ظریف برای او سخت می شود. وقتی نا هماهنگی بین اعضای بدن نوجوان بوجود می آید، او نمی تواند مانند قبل به درستی کارها را انجام دهد. ممکن است برای انجام کارهای ظریف به مشکل بربخورد.

اگر نوجوان آگاهی کاملی از این شرایط نداشته باشد و آموزش‌های لازم را ندیده باشد، ممکن است خود را فردی بی کفایت و دست و پا چلفتی ببیند و مرتب به تحقیر کردن خود بپردازد. این موضوع به نوجوانانی که در خانواده های نا آگاه باشند و پدر و مادر به این تغییرات آشنا نباشند و مرتب او را سرزنش کنند، بیشترین صدمه را وارد می کند.


6- آینده ای ترسناک

با وجود این تغییرات و پیدایش نیازهای جدید و تمایل به ارضا کردن این خواسته ها، آینده را در نظر نوجوانان بسیار ترسناک و مبهم به تصویر می کشد. نوجوان در این دوران حتی به شرایط اقتصادی در آینده، تشکیل زندگی و ازدواج و ... هم فکر می‌کند و آنها را دور از دسترس می بیند.

 او کودکی است که تازه به این دنیای جدید وارد شده و هنوز قدرت ارزیابی درست این مسائل را ندارد و هر چه جلوتر می رود همه چیز پیچیده تر و سخت تر می شود. در این سن نوجوان از آینده می ترسد و این شدت ترس و اضطراب در خانواده هایی که پدر و مادر شیوه تربیتی متفاوتی دارند و همچنین در خانواده یا جامعه ای که مشکلات اقتصادی شدیدی وجود دارد، نمایان تر و پیچیده تر می شود.


7- دغدغه اقتصادی

 در این سن چون نوجوان دوست دارد به یک استقلال و هویتی غیر وابسته برسد، اولین چیزی که به آن فکر می کند رسیدن به منافع اقتصادی است. خیلی از نوجوانانی که این فکر در آنها گسترش پیدا کند و تحت تعلیم و اموزش صحیحی قرار نگیرند، در این سن مدرسه را رها کرده و به دنبال کسب و کار می روند.

 هر چه در خانواده و جامعه مسائل مادی ارزش بیشتری نسبت به مسائل معنوی و علمی داشته باشد، این اتفاق شدیدتر رخ می دهد. در جوامعی که اقتصاد پایداری ندارند، جنگ، بیکاری و فقر فرهنگی وجود دارد، ترک تحصیل و رفتن به سمت اقتصاد زودهنگام، بیشتر به چشم می خورد و نوجوان را در معرض خطرات بسیار زیادی قرار می دهد.




8- تعارض بین خواسته های والدین و گروه همسالان

 در این دوران نوجوان، بیشتر از پدر و مادر از گروه همسالان خود تاثیر می گیرد. والدین خود را مربوط به نسل گذشته می‌بیند و فکر می‌کند آنها نمی‌توانند حرف‌ها و نیازهای او را متوجه شوند. او هنوز هم وابستگی زیادی به والدین دارد و نمی‌خواهد آنها را از دست بدهد و از طرفی هم بین خواسته های گروه همسالش با والدین خود، تعارض می‌بیند. در این شرایط بسیار دیده می شود که نوجوان مشغول نقش بازی کردن می‌شود تا هم گروه همسالان او را تایید کنند و هم در نزد خانواده مقبولیت داشته باشد.


9-  ترس و اضطراب

 در این سن اضطراب و ترس در بین نوجوانان به شدت افزایش پیدا می‌کند. او مرتب نگران است که نتواند در کارهایش موفق شود. مانند عدم موفقیت در امتحان و پذیرفته نشدن توسط جنس مخالف و طرد شدن توسط گروه همسالان. این ترس ها در بیشتر مواقع نمی گذارد که او از توانایی خود در کارها بهره بگیرد.


10- به‌هم‌ ریختگی ارتباط با دیگران

فشارهای روحی، روانی، اجتماعی، عاطفی و احساسی باعث می شود نوجوان نتواند رفتار همیشگی خود را داشته باشد. او پرخاشگر می شود. گاهی خود را تحقیر می کند و حالت‌های عصبی او افزایش پیدا می‌کند و همه اینها باعث می شود که رابطه هایش کم رنگ تر شود. چه با خانواده و چه با دوستان . در این شرایط بهترین راه حمایت کردن او، سرزنش نکردن های مداوم و صبوری کردن است.

 نوجوانی یک سن بسیار حساس است. اگر به خوبی طی شود میتوان جوانی سالم و پرتوان را داشت و اگر بدون آگاهی وارد این مرحله از زندگی نوجوان شویم، ممکن است جوانی پر اضطراب و عصبی داشته باشیم که هیچ گاه نتواند روابط خوبی را با دیگران برقرار نماید.

  

برچسب ها

کودکان روانشانسی نوجوان پرخاشگری_نوجوان سلامت_نوجوان زندگی_سالم مشکلات_نوجوانی استقلال_نوجوان طغیان_احساسات هویت_فردی

این مطلب را به اشتراک بگذارید
۰
۰

دیدگاه شما